مادر

Posted by TalaDabiri (Shiraz, Iran) on 22 May 2011 in Abstract & Conceptual and Portfolio.

مادر٬من کدام گل را پرپرکردم که از شیر گرفتی ام؟ کی چشم من از اشک تهی بود که از گهواره جدایم کردی؟
کی دروغ گفتم که گفتی بزرگ شده ای؟
بال کدام پرنده را شکستم که دیگر بغلم نگرفتی و کدام دانه ی گندم را
خوردم که از بهشت آغوشت بیرونم کردی؟
به امید کدام آسیه در نیل آرزوها تنهایم گذاشتی؟
...طبق کدام سنت٬ناف مرا برای غم بریدی؟
چرا دستم را رها کردی تا در بیابان هیچ و پوچ سرگردان شوم؟
من کی خواب ستاره ها و ماه و خورشید را دیدم که نامردمان به چاه
تنهایی ام انداختند؟
مادر!
من از جنس این مردم نیستم.سردم شده
می خواهم برگردم.. به گهواره ام

Well Come to a Different view of life

Peyman from mashhad, Iran

hezra harf to hamun vazheye Madar

24 May 2011 2:41pm

 

tange
khoshk
fars

Share on Twitter Share on Facebook Share on StumbleUpon